اگر به خانه من آمدی ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم.
درباره
زاده گرمترین ماه سالم اما گاهی در وجودم زمستان غوغا می کند. با سانسور اندیشه مخالفم. روح من بند نمی خواهد. بدون بال پرواز می کنم. اینجا هم مجموعه ای است از نوشته های گاه و بی گاه من که در سطر به سطر آن احساس نهفته است و دردی پنهان شاید. گاهی شادی اندکی زیر پوست این وبلاگ را تازه می کند. اما از غم نمی هراسم چرا که من مجموعه ای از غم ها و شادی های زندگیم و با توجه به رفتارهایم در آن دقایق تعریف می شوم. از جنگیدن لذت می برم و گاه بی رمق قدری می آسایم برای اندکی تسکین... باید بگویم من واقعی اینجاست. کسی که در دنیای واقعی بارها محکوم است به سانسور، خواسته یا ناخواسته. گاهی مقاومت می کنم و گاه سر تسلیم فرود می آورم متأسفانه به علت فحاشی های اخیری که وجود داشته برای نظرات تنها به دلیل از بین بردن فضای ناخوشایند به وجود آمده تأییدیه گذاشته ام. جسارت مرا ببخشید.
من مسلمانم قبلهام یك گل سرخ جانمازم چشمه، مهرم نور دشت سجادهی من من وضو با تپش پنجرهها میگیرم در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف همه ذرات نمازم متبلور شده است.....
لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط سپیده